از جمله دانستنیهایی که انگیزه ما را بر انتخاب روش زندگی منتظرانه بر سایر سبکها افزایش می دهد، آگاهی از آثار و کارکردهای سبک زندگی منتظرانه است. در همین راستا باید به کارکردهای این سبک توجه نمود، زیرا آثار متعددی که سبک های مختلف بر زندگی انسانها دارد، باعث می شود تا در انتخاب خود، اندیشمندانه و محتاطانه و با معیار، عمل کنیم. برخی از این آثار در مقایسه ای تطبیقی با سبک زندگی منتظرانه عبارتند از:
گفتار اول: نمادسازی باورهای مهدوی
نماد از جمله مفاهیم مهمی است که امروزه در جامعه شناسی ارتباطات از آن سخن می رود و در روابط اجتماعی دارای کارکردهایی در زمینه ارتباطات و مشارکت عمومی است. وقتی پرچم یا سرود ملی یک کشور جزء نمادهای آن کشور محسوب می شود در زمینه مذهبی و عقیدتی نیز رفتار و پوشش ظاهری نماد و نمایانگر نوع بینشها و گرایشهای ما است که معادل آن را در عرف مذهب به شعائر دینی می توان توصیف کرد.
اهمیت پرداختن به نمادها به خاطر قدرت تداعی معانی است که یکی از وسایل مهم انتقال پیام به حساب می آید. همین تداعی معانی، کارکردهای فراوانی دارد از جمله آن که:
- نمادها با تبادل سریع پیام، روابط اجتماعی انسان را آسان می کند. رنگ نارنجی اتومبیل، راننده تاکسی را از تلاش برای اعلام شغل بی نیاز می کند.
- علاوه بر این، نمادها بر ذهن و حال انسان اثر می گذارند. نماد با یادآوری معنا و احضار آن در ذهن، «توجه» ما را جهت می دهد و غفلت را می زداید. این «توجه» در شکل دهی اراده ما بسیار مؤثر است. شرکت های بزرگ که برای تبلیغ فراورده های خود، مبالغ هنگفتی هزینه می کنند با جلب توجه و تداعی معانی مکرر، در ناخودآگاه وجود ما باورهای جدید ایجاد می کنند و اراده ما را برای خرید آن کالاها تحت فشار قرار می دهند.
- فایده دیگر نماد این است که باطن و شخصیت فرد را می نمایاند. شیخ فضل الله نوری با امتناع از نصب پرچم بیگانه بر آستانه منزل، ایمان و باور خود را نمایانده است. حجاب دختران دانشجوی اروپایی که با مخالفت شدید دولتمردان روبرو شد، همین نقش را ایفاد کرده است.
- نماد علاوه بر اینکه معنای خود را می نمایاند، درجه حضور و حیات آن معنی را در جامعه بیان می کند. التزام مسلمانان به احکام شرعی، اعلام حضور اسلام و حیات آن در جامعه است. صلیب و صدای ناقوس کلیسا ابراز موجودیت فکر مسیحی است. مظاهر جبهه و جنگ نشان دهنده آن است که اجتماع اسلامی پس از پایان جنگ نیز شهادت و جانبازی در راه خدا را ارزشمند می داند.
با این توضیح می گوییم: سبک زندگی منتظرانه، نمادی از باور به مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاصل دقت و انتخاب در رفتارهای عمومی با تمام گستردگیش و تنظیم آن بر محور باورداشت به امام زمان است که به صورت مجموعه رفتارهای خاص برخاسته از این عقیده مقدس، تجلی کرده و شعاع نورانی خود را در معرض تماشای دیگران قرار می دهد. بدیهی است که با توجه به کارکردهای عمومی نمادها، هم فرهنگ مهدویت که تجلی فرهنگ ناب اسلام شیعی است احیا می شود و هم پیامهای ویژه این شیوه از سبک زندگی به سرعت و سادگی به دیگران منتقل شده و به خودی خود تبلیغ عملی مهدویت در مجامع عمومی و بین المللی است.
گفتار دوم: همدلی، همبستگی و همیاری جامعه منتظر
از جمله کارکردهای مسلم سبک زندگی آن است که انسان با کسانی که هم رأی و باور او هستند بیشتر انس گرفته و در مقابل از کسانی که مخالف با باورهای اویند دوری می گزیند. حال اگر سبک زندگی را به وضعیت ظاهری معنا کرده و وضعیت ظاهری را نماد باورها و ارزشهای شخص محسوب کنیم به راحتی می توان دریافت که انس بین افرادی که ظواهر مشترکی دارند راحت تر از انس بین افرادی است که ظواهر متفاوت و بعضا متضادی دارند. پر واضح است که در بین دو طیف همسان، صمیمیت و همکاری و بین دو طیف متضاد، تنفر و دوری بیشتر خواهد بود. مثال روشن آن را به راحتی می توان در طرفداران دو تیم مختلف و نوع پوشش آنها و نقش آن در روابط صمیمانه یا خصمانه بین دو گروه ملاحظه کرد. حتی در میان زنان مسلمان بین با حجابها و بی حجابها و در میان عموم مردم بین غربی پوشان و اسلامی پوشان روابط مختلفی حاکم است و ناخودآگاه جوانی که لباس غربی می پوشد از یک جوان با پوشش اسلامی دوری می گزیند و با او نه تنها صمیمی نیست، بلکه حتی گاهی به صورت ناخودآگاه از آنها متنفر نیز هست که البته عین همین حالت از طرف اسلامی پوشها هم تا حدی صادق است. بنابراین می توان گفت که:
در سطح کلان اجتماعی، سبک زندگی همگرایی و واگرایی پدید می آورد. کسانی که سال ها مانند هم زیسته اند آرام آرام مانند هم فکر می کنند و حساسیت ها و علاقه هایی مشترک خواهند داشت. این همگرایی از پیش تعریف نشده، به موضع گیری ها و قضاوت های اجتماعی فرهنگی و اخلاقی یکسان خواهد رسید و یک قطب هم نوا یا قدرت اجتماعی پنهان تشکیل خواهد داد.

گفتار سوم: تأثیرگذاری تربیتی از جهت روشی
بدون تردید موضوع تربیت و پرورش انسان از این جهت که فرایند شکوفایی استعدادهای آدمی و شرط لازم رسیدن به کمالات وی است همواره و برای همه مردم، مهم و به تبع آن روشهای تربیت نیز مورد توجه بوده است. اگر به مبانی سبک زندگی توجه کرده و آنگاه در میان منابع اسلامی با نگاهی تربیتی کنکاشی صورت گیرد متوجه خواهیم شد که تغییر دادن ظاهر به گونه ای که مطلوب و در جهت اهداف عالی زندگی باشد در تربیت ما تأثیر زیادی دارد و این طور نیست که همیشه باید باطن و درون را اصلاح کرد تا ظاهر هم اصلاح شود. در سخنی دقیق از امیرالمؤمنین علیه السلام بیان شده است که:
إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُم؛ اگر بردبار نیستید خویشتن را به حلم و بردباری بزنید، چرا که هر کس خود را به گروهی شبیه گرداند، نزدیک است که یکی از آنان شود.
این بیان حضرت علی علیه السلام یک روش تربیتی را گوشزد می کند و آن تغییر درون با تغییر بیرون است که توضیح آن در فصل تأثیر و تغییر باورها و ارزشها از سبک زندگی، بیان شد. بنابراین هر گونه تغییر سبک زندگی به عنوان تابلوی ظاهری زندگی ما، در کیفیت تربیت ما تأثیر داشته و انتخاب سبک مناسب با جهان بینی اسلامی می تواند ما را در رسیدن به اهداف تربیتی مورد نظر اسلام یاری کند. ما مدعی هستیم که مصداق عینی اهداف تربیتی اسلام را در مهدویت باید جست و یکی از ابزارهایی که در وصول اهداف اسلامی و مهدوی به ما کمک می کند سبک زندگی منتظرانه است که این مدعا البته باید در جای خود تبیین شود.
گفتار چهارم: افزایش بهره وری در زندگی
یکی دیگر از اموری که ضرورت آگاهی و تعیین سبک درست در نحوه زندگی را بدیهی می کند، میل آدمها به کسب بهره فراوان تر و دستیابی به آرزوهای بیشتر در زندگیشان است و قطعاً کسب سود بیشتر نیازمند استفاده روشمند از سرمایه هاست. از مقداری پارچه، کسی که خیاط نیست به زحمت یک پیراهن به دست می آورد، ولی یک خیاط ممکن است از همان مقدار، چند پیراهن تولید کند. یک انسان ناآشنا به مسیر و مسائل فنی اتومبیل، ممکن است با یک باک بنزین، یکبار مسیری را طی کند؛ اما یک انسان آگاه به آنها، چندین بار. از این مسأله در سخنان پیشوایان دین به تفقه و شناخت عمیق در دین یاد شده است؛ چرا که اگر دین را به معنای: «شیوه سلوک و حرکت در زندگی دنیوی به نحوی که متضمن مصالح دنیوی و مطابق با کمال اخروی و حیات دائمی و حقیقی انسان» معنا کنیم، فهم شایسته آن، سهم فراوانی در رسیدن به هدف آفرینش و آرمانهای انسانی و تعیین سبک زندگی دارد؛ از همین روست که امام باقر علیه السلام یکی از ارکان کمال را فهم عمیق دین بیان نموده و می فرماید: «الْکَمَالُ کُلُ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ و…؛ تمام کمال آدمی عبارت است از فهم عمیق دین و…».
گفتار پنجم: تلاش و پویایی هدفمند
زندگی انسان جز با هدف و حرکت و تلاش برای رسیدن به آن معنا نمی یابد که به اصطلاح برخی اندیشمندان می توان آن را «پویایی معطوف به هدف» نامید. این اندیشمند پس از ملاحظه این نکته و تطبیق انتظار با آن تحلیلی در خور تقدیر ارائه می کند و می گوید:
انتظار امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در منتظرانش، شامل هر دو مؤلفه «پویایی» و «معطوف به هدف بودن» است، زیرا منتظر به جامعه ای می اندیشد که تمامی وعده های انبیا و اولیا در آن به وقوع خواهد پیوست و از این روی تلاش می کند تا به میزان توانایی و درک مسئولیت خویش، در ساختن چنین جامعه ای سهیم باشد. از سوی دیگر، او می داند که برای چه تلاش می کند؛ انگیزه ای آشکار، منطقی، معقول و قابل دفاع دارد؛ بنابراین تمامی تلاشهای او، معطوف به هدفی والا به نام انتظار ظهور می شود و این هدفی معنادار و ارزشمند است… آثار تربیتی انتظار پویا و معطوف به هدف، عبارتند از:
الف. به جریان افتادن نیروهای نهفته و سرمایه های راکد انسان در پرتو دوران سخت انتظار؛
ب. پالایش درون و به مرحله خلوص رسیدن به جهت طولانی شدن دوران غیبت؛
ج. معنا یافتن زندگی در پرتو پویایی معطوف به هدف، با نگاه تطبیقی به زندگی بدون هدف و فرجام آن که تهی شدن از درون و روزمرگی است؛
د. رشد قدرت تحمل در برابر ناملایمات و تنگناها به جهت قداست و عظمت هدف که در انتظار حضرت معنا می یابد؛
ه. فراتر رفتن از مرز انسان متعادل و رسیدن به مرحله انسان متعالی؛
و. رها شدن از سطح و مرحله رنجهای حقیر مادی و گام نهادن در وادی رنجهای تحمل عظیم معنوی و دغدغه های بزرگ انسانی، همچون رنج انتظاری راستین و طولانی و چشم دوختن به دروازه های روشن ظهور.
گفتار ششم: نشاط بخشی
زندگی در عصر غیبت امام زمان پر از بلا و گرفتاری است و این نکته مهم در آیات و روایات مهدوی گوشزد شده است؛ محمد بن مسلم گوید:
شنیدم که امام صادق علیه السلام – در برداشتی از آیه 155 سوره مبارکه بقره- فرمود: «پیش از ظهور قائم نشانه هایی از جانب خدای تعالی برای مؤمنان خواهد بود. گفتم: فدای شما شوم؛ آنها کدام است؟ فرمود: آن سخن خدای متعال است که فرمود: «و لنبلونکم؛ قطعاً می آزمائیم شما را» یعنی مؤمنان را پیش از خروج و قیام حضرت قائم با «بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات؛ به چیزی از [قبیلِ] ترس و گرسنگی، و کاهشی در اموال و جانها و محصولات».
با این حال چه باید کرد در حالی که زندگی آمیخته با دردها و رنجها مطلوب هیچ کسی نیست؟
پاسخ آن است که آموزه های شیعی راهبرد انتظار را به ما معرفی می کند، زیرا به تعبیر مقام معظم رهبری:
وقتی به شما می گویند انتظار بکشید؛ یعنی، این وضعیتی که امروز شما را رنج می دهد و دلتان را به درد می آورد، ابدی نیست و تمام خواهد شد. ببینید چقدر انسان، حیات و نشاط پیدا می کند. این، نقش اعتقاد به امام زمان – صلوات اللَّه علیه و ارواحنا فداه – است. این نقش اعتقاد به مهدی موعود می باشد.
کسی که زندگی خود را به رنگ انتظار موعود درآورده و با سبکی متناسب با آن زندگی می کند روحیه بانشاط تری نسبت به دیگران دارد، البته مادامی که تمام زندگی او به رنگ انتظار باشد؛ کما اینکه از ویژگیهای سبک زندگی منتظرانه که در قبل بیان شد همین خصوصیت بود؛ بدیهی است که با این توضیح کسی که فقط بخشی از امور عبادی زندگی خویش را به رنگ انتظار درآورده لزوماً نمی تواند از این موهبت بهره ببرد.

گفتار هفتم: وحدت شخصیت و نظام مند شدن فعالیتها
یکی از عوامل ناکامی در فعالیتها و به هدر رفتن تلاشها بی برنامگی و نظام مند نبودن آنهاست که محصول به هم ریختگی شخصیت است. باید به دنبال عاملی بود تا به وسیله آن، فعالیتهایی که هر کدامشان در نگاه جزء نگرانه خوب هستند در نگاهی کلی نیز همچون نخی که دانه های از هم جدای تسبیح را در کنار هم می گذارد سامان بخشد و انتظار ظهور امام عصر همان عامل است. چرا که منتظران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور و تشکیل حکومت وی را به مثابه هدف اصلی زندگی خود در نظر می گیرند و همین امر «موجب تمرکز افکار و نیروهای آدمی می شود؛ زیرا همه آنها، ناظر به یک هدف یعنی انتظار ظهور هستند و این امر به نوبه خود، موجب وحدت شخصیت او می گردد؛… وحدت شخصیت، از هرز رفتن توانایی ها و قابلیتها، جلوگیری می کند و زمینه رشد و ظهور قدرتی شگرف و فوق العاده را فراهم می کند؛ زیرا چنین وحدتی در درون آدمی، تضادهای درونی را از میان بر می دارد؛ همان تضادهایی که برخی انسانها را پیوسته رنج داده، توانشان را به شدت می کاهد». همین وحدت شخصیت در کسی که زندگی به سبک منتظرانه را برگزیده است موجب نظام مند شدن فعالیتهای شخص شده و چنین شخصی با نگاه به قله ظهور، اولویتهای رفتاری خویش را تعیین و سپس با تمام قدرت انجام می دهد.
گفتار هشتم: پیش بینی و کنترل رفتارها
از جمله اموری که در موفقیت و دستیابی به مقاصد کمک فراوانی به ما می کند پیش بینی اموری است که در آینده رخ خواهد داد، چرا که در سایه آن قادر به موضع گیری درست خواهیم بود. از همین منظر یکی از کارکردهای سبک منتظرانه را می توان در پیش بینی و در نتیجه، کنترل رفتارها در حوادث دانست، زیرا این سبک، همچون طرح و نقشه ای است که به ما چنین توانی را می دهد؛ «گرچه از دیدگاه وجودی، هیچ کس نمی تواند زندگی را کنترل کند اما در سطح کارکردگرایی، تا حدی می توانیم کنترل هایی داشته باشیم. می توانیم به آنچه که می خواهیم برسیم؛ از آنچه که ممکن است برای ما اتفاق بیفتد جلوگیری کنیم؛موقعیت را فراهم سازیم که به مسیر مورد نظر خودمان برسیم». اهمیت این مطلب موقعی روشن تر می شود که بدانیم عصر غیبت مهدی موعود، به پیش بینی اهل بیت پیامبر اسلام عصری است که در آن حوادث و اتفاقهای عجیب و ناگوار رخ خواهد داد. معلوم است که حکمت این همه پیش بینی که ائمه ما برای شیعیان در دوره غیبت امام زمان کرده اند حکمتی دارد و آن آمادگی برای مقابله با این رویدادهاست و سبک زندگی منتظرانه امکان چنین آمادگی و رفتار کنترل شده ای را به ما می دهد.
گفتار نهم: ظلم ستیزی در قالبهای مختلف
انسان منتظر امام زمان نیک می داند که یکی از موانع اصلی عدم تربیت و رشد افراد، جامعه آلوده به ظلم و ستم است و بهترین بستر برای رسیدن به کمال، فضای آکنده از عدالت و معنویت است؛ از این رو همواره در آرزوی زمانی است که قائم آل محمد با ظهور مبارک خود وعده الهی را محقق و زمین را همان گونه که پر از ظلم و جور شده است از آنها پاک و جهان را مملو از قسط و عدل نماید؛ اگر این موضوع در زندگی وی نهادینه شود و چنین شخصی وجه غالب زندگی خود را به رنگ و بوی انتظار مهدی موعود در آورد، ظلم ستیزی و مبارزه با ظالمان و زورگویان قطعاً یکی از شاخصه های قابل رؤیت وی در زندگی خواهد بود. حضرت آیت الله خامنه ای در یکی از سخنان مهدوی خود در
این باره می فرماید:
امام زمان به صورت یک الگوست برای مؤمنینِ به امام زمان. آن حضرت با کفر می جنگد. ما هم دنباله رو و شیعه او هستیم؛ باید با کفر بجنگیم. آن حضرت برای عدالت زحمت می کشد و مجاهدت می کند، ما هم که مأموم او هستیم و دنباله رو او هستیم باید برای گسترش عدالت مجاهدت کنیم. ما هم که دنباله رو او و معتقد به او هستیم باید تا حدی که قدرت ما اجازه می دهد و در توان ماست درگوشه ای از دنیا یا هر چه بشود پرچم اسلام را برافراشته کنیم. فاصله میان ما و امام زمان به معنای فاصله یک امام و مأموم است، یک پیشرو و دنباله رو است. حرکت امام زمان علیهالسلام به هرسمتی هست حرکت شیعیان او و علاقه مندان او و دنباله روان او هم به همان سمت خواهد بود.
البته این ظلم ستیزی می تواند مصادیق مختلفی داشته باشد و مبارزه با ظلم به نفس تا امر به معروف و نهی از منکر برخی از بارزترین جلوه های آن است؛ به عبارت دیگر یکی از آثار زندگی به سبک انتظار، اقدام عملی فرد و جامعه منتظر در امر به نیکی ها و نهی از بدیهاست کما اینکه در روش زندگی همه انبیا و ائمه و صالحان و خود امام عصر نیز این خصلت یکی از ویژگیهای ایشان بوده است.
گفتار دهم: تقویت نظام اسلامی
یکی دیگر از کارکردهای سبک زندگی منتظرانه در صحنه اجتماع کمک به تقویت حکومت اسلامی است. این مسأله را از جنبه های مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد. یکی از این جنبه ها تأثیری است که سبک زندگی منتظرانه برای رسیدن به اهداف حکومت اسلامی می تواند ایفا نماید. حکومت اسلامی ممکن است به فراخور نیازهای مختلف جامعه چشم اندازهایی را تعریف و سیاستهایی را برای رسیدن به آن اهداف اتخاذ کند، اما قطعاً بدون پشتوانه مردمی یا اصلاً توان رسیدن به آن مقاصد را نخواهد داشت و یا اینکه در مدت زمان طولانی و با صرف هزینه های زیاد موفق خواهد شد در حالی که اگر سبک زندگی مردم جامعه اسلامی سبکی صحیح و منطقی باشد وصول به آن اهداف بسیار آسان تر خواهد بود و آن سبک، همان سبک زندگی منتظرانه است. اگر این نوع از شیوه زندگی در میان مردم تبدیل به فرهنگ عمومی شود بسیاری از طرح های اقتصادی، بهداشتی، امنیتی و مواردی از این قبیل به راحتی اجرا خواهد شد، زیرا در چنین سبکی همه افراد برای رسیدن جامعه به حدی که زمینه ساز ظهور باشد با همدلی و همکاری تمام تلاش خود را به صورت دسته جمعی صرف خواهند نمود و بدیهی است که چنین قدرت مضافی توان انجام بزرگترین پروژه ها را خواهد داشت.








